Tuesday, March 6, 2007

فعالان زن بازداشت شده دست به اعتصاب غذا زدند

منبع خبر: زنستان
بنا بر آخرین اخبار رسیده نوشین احمدی خراسانی، درتماس تلفنی که با همسرش داشته است اعلام کرده است که از امروز ظهر بنا بر تصمیمی دسته جمعی همه سی و سه زن بازداشت شده اعتصاب غذا را شروع کردند.
احمدی خراسانی به همسرش، جواد موسوی خوزستانی گفته است که این تصمیم گروهی را به این دلیل اخذ کرده اند که مسولان قول مساعد داده بودند که امروز همه دستگیر شدگان جوان را آزاد کنند و چون این اقدام صورت نگرفته است، در اعتراض اعتصاب غذا را آغاز کرده اند.

Monday, March 5, 2007

مسئولان زندان اعلام كردند: اوين مسئول بند 209 نيست!

سايت ميدان - در پي دستگيري 33 تن از فعالان جنبش زنان، امروز 14 اسفند 1385 از ساعت 9 صبح اعضاي خانواده و برخي از
دوستان آنها با حضور در مقابل درب اصلي زندان اوين اعتراض خود را به اين بازداشت غير قانوني اعلام کرده و خواستار آزادي آنان شدند. اين افراد که حدود 50 نفر بودند، بارها با مراجعه به درب اصلي زندان خواستار پاسخگويي مسوولان زندان نسبت به اين بازداشت ها بودند.

بعد از گذشت يک ساعت و عدم پاسخگويي مسئولان زندان اوين، خانواده ها با تجمع در مقابل درب کوچکي که محل عبور و مرور سربازان بود اعتراض خود را با صداي بلند تري اعلام کردند. در پي اين اعتراضات مسوولين زندان اعلام کردند که "دستگير شدگان در بند 209 هستند و اين بند زير نظر وزارت اطلاعات است و زندان اوين نمي تواند پاسخگوي شما باشد!".

بعد از شدت گرفتن اعتراض خانواده‌ها، مسوولان زندان اوين راضي‌ شدند تا در مورد اعلام حضور دستگيرشدگان ديروز در زندان اوين پيگير‌هاي لازم را انجام دهند. از اين رو خواستار اسامي بازداشت شدگان از خانواده‌هاي آنان شدند. بعد از گذشت ساعتي دو تن از مسوولان زندان که براي توضيح به ميان جمعيت آمده بودند اعلام کردند:"همه اين افراد در بند 209 بسر مي برند و تا پايان امروز عصر بعد از اتمام تحقيقات مقدماتي با خانواده هاي آنها تماس گرفته مي شود تا در صورتي که آزادي آنها مشروط به قرار وثيقه باشد، خانواده ها با در دست داشتن سند به دادگاه انقلاب مراجعه کنند و اگر آزادي آنها بلاقيد باشد تا پايان امروز آزاد مي شوند."

در نهايت اين مامورين خواستار متفرق شدن جمعيت از جلوي درب زندان شدند. خانواده ها بعد از نوشتن بيانيه اي در اعتراض به اين دستگيري متفرق شدند و در انتظار خبري از دستگير شدگان بسر مي برند.

تریبون آزاد در اعتراض به دستگیری فعالان زن

منبع خبر: زنستان

روز سه شنبه، پانزدهم اسفند ماه، تریبون آزادی در اعتراض به دستگیری غیر قانونی سی و سه نفر از فعالان جنبش زنان برگزار می شود.
این تریبون آزاد را کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت سازمان داده است و تریبون از ساعت دوازده تا دو بعدازظهر برگزار می شود. محل برگزاری این تریبون آزاد نیز دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است.

خبر "سازمان زنان نوبلیست" درباره دستگیری فعالان زن

منبع خبر: زنستان

بیش از سی و دو زن روز یک شنبه، چهارم ماه مارس در ایران دستگیر شده و به اتهاماتی چون اقدام علیه امنیت ملی، شرکت در تجمع غیر قانونی و تیلیغ علیه نظام محکوم شدند. زنان مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند تا خواهان برگزاری دادگاهی عادلانه برای پنج عضو پیشرو جنبش زنان که در طی اتهاماتی که در تجمع مسالمت آمیز برای احقاق حقوق زنان ماه ژوئن گذشته به آن محکوم شده بودند شوند.
تجمع مسالمت آمیز خرداد ماه با دخالت نیروهای پلیس که جمعیت را با زور پراکنده می کرد به خشونت کشیده شده و حدود هفتاد تن نیز بازداشت شدند. همچون دیگر تجمعات، بنا بر گزارشات با افرادی که در تجمع روز یک شنبه نیز شرکت کرده بودند با خشونت برخورد شده است.
زنانی که دادگاه آنها برگزار می شد- نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، سوسن طهماسبی و شهلا انتصاری- در حمایت از تجمع کنندگان دادگاه را ترک کردند که آنها نیز بازداشت شدند.
دستگیری های اخیر نشانه سخت گیری دیگری با فعالان برابری طلب در ایران است. این در حالی است که ماه گذشته نیز سه روزنامه نگار و فعال جنبش زنان که برای شرکت در یک دوره آموزشی روزنامه نگاری عازم هند بودند نیز بی هیچ اتهامی بازداشت شدند.
سازمان زنان نوبلیست
لینک اصل خبر

طلاعیه کمیته حقوق بشر سازمان دانش اموختگان ایران در خصوص بازداشت 33 تن از فعالان جنبش زنان

منبع خبر: زنستان
نویسنده: ادوار نیوز
كميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران پيرامون بازداشت جمعي از فعالان مدافع حقوق زنان در تجمع صبح یکشنبه در برابر شعبه امنیت دادگاه انقلاب اطلاعیه ای صادر کرد:
روز يكشنبه،13اسفند‏‏، تجمع تعدادي از فعالان مدافع حقوق زنان كه در اعتراض به محاكمه پنج تن از بانوان مدافع حقوق زنان‏ در برابر ساختمان دادگاه انقلاب در تهران برگزار شده بود،‌ با اقدامات خشونت آميز نيروهاي انتظامي متفرق و قريب به 40 تن از تجمع كنندگان نيز بازداشت شدند.برهم زدن يك تجمع آرام و مسالمت آميز كه با انتشار يك بيانيه از پيش اعلام شده برگزار شده بود، در روزهاي پاياني سال 1385‏، نقضي ديگر از جمله نقض هاي فراوان «حق تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏ ها» در ايران بود‎؛ روندي كه اين باور را نزد ناظران بي طرف حقوق بشر در داخل و خارج از كشور ايجاد كرده است، كه حق شهروندان ايراني در تشكيل و راه‌اندازي اجتماعات و راهپيمايي‌هاي مسالمت آميز به طور «نظام‌مند و گسترده» از سوي حاكميت نقض مي‌شود.در حالي كه ماده 20 اعلاميه جهاني حقوق بشر و همچنين ماده 21 ميثاق حقوق مدني – سياسي كه ايران نيز بدان پيوسته است (و مطابق ماده نه قانون مدني در حكم قوانين داخلي است) بر بهره مندي شهروندان از اين حق تاكيد دارند و همچنين مطابق اصل بيست و هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي، تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏ ها آزاد است، حاكميت در جمهوري اسلامي ايران اين تعهد ملي و بين المللي خود را ناديده گرفته و به طور مكرر آن را نقض مي‌كند‏، به طوري كه در 22خرداد سال جاري نيز تجمع ديگري كه با هدف اعتراض به نقض حقوق زنان در ميدان 7تير تهران برپا شده بود‏‌، با برخورد خشونت آميز نيروهاي انتظامي برهم زده شد.اين تكرار عمل مقامات مسؤول در برخورد خشن با تجمعات آرام از سويي و شيوه‌هاي دشواري كه قوانين و آيين نامه‌هاي اجرايي براي كسب مجوز برگزاري تجمع و راهپيمايي در نظر گرفته‌اند در كنار تنگ‌نظري و كم سابقه بودن قبول چنين درخواست هايي، نشان دهنده آن است كه اعمال و احقاق اين حق توسط شهروندان ايراني، از سوي حاكميت عملاً به حالت تعطيل و تعليق درآمده است.از اين رو، كميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران، ضمن توجه دادن كليت نظام جمهوري اسلامي به احترام به حقوق شهروندان مندرج در قانون اساسي، اعلاميه جهاني حقوق بشر و ساير اسناد جهاني كه بدان‌ها ملزم است، مطابق ماده 570 قانون مجازات اسلامي به اتهام «سلب حقوق و آزادي هاي افراد ملت»، خواستار محاكمه مقامات مسؤول و دست‌اندركار امر محدودسازي و برخورد با تجمعات مسالمت آميز(از جمله حقوق قانوني شهروندان)است.همچنين كميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران، با تاييد و تاكيد بر خواست‌هاي حقوقي زنان در ايران،‌ نسبت به بازداشت غيرقانوني و گسترده بيش از 34 تن از تجمع كنندگان در برابر دادگاه انقلاب كه نام تعدادي از آنان به اين شرح است:‌ آسيه اميني، شادي صدر، ژيلا بني يعقوب محبوبه عباسقلي زاده، محبوبه حسين زاده، سارا لقماني، زارا امجديان، مريم حسين خواه، جلوه جواهري، نيلوفر گلكار، پرستو دوكوهكي، زينب پيغمبر زاده، مريم ميرزا، ساغر لقايي، خديجه مقدم، ساقي لقايي، ناهيد كشاورز، مهناز محمدي نسرين افضلي، طلعت تقي نيا، فخري شادفر، مريم شادفر، الناز انصاري، فاطمه گوارايي، آزاده فرقاني، سميه فريد، مرضيه مرتاضي، سارا ايمانيان، ناهيد جعفري، سوسن طهماسبي، پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و شهلا انتصاري،پرستو سرمدی اعتراض خود را اعلام مي کند و خواستار آزادي هرچه سريع تر آنان و پايان بخشيدن به محاكمه فعالان مدافع حقوق زنان است .كميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحكيم وحدت)

اعتراض جبهه مشاركت به دستگيري تعدادي از فعالان زن

منبع خبر: زنستان

جبهه مشاركت ايران اسلامي با انتشار اطلاعیه ای نسبت به دستگيري تعدادي از فعالان زن اعتراض کرد متن این اطلاعیه در ادامه می اید:
به نام خدا
دستگيري تعدادي از فعالان زن در يک تجمع مسالمت‌آميز و در اعتراض به برخورد با تعدادي از فعالان زن كه به دليل شركت در تجمع 22 خرداد محاكمه شده‌اند، اقدام نابجايي بود که در آستانه روز جهاني زن صورت گرفت.
متأسفانه اتخاذ تدابير امنيتي و محدود سازي در مواجهه با مطالبات و حقوق انساني زنان در ايران، همواره به عنوان اولين و بهترين پاسخ به کار گرفته مي‌شود. و همان‌طور که در تجمع 22 خرداد ماه و اقدامات اعتراضي ديگر زنان به شکلي خشونت‌آميز پاسخ داده شد که هيچگاه پاسخ درخور و قانع‌کننده‌اي به آنان داده نشده است.
رفع قوانين تبعيض‌آميز مطالبه به حقي است که از دير باز زنان ايران و جهان براي آن تلاش مي‌کنند، سؤال اين است آيا مي‌توان بين زنان اين کشور و زنان ديگر دنيا، ديوار جدايي کشيد و آيا در کشوري که زنان توانايي خود را در عرصه‌هاي علمي، سياسي و اجتماعي اثبات نموده‌اند و همواره در همه صحنه‌هاي مبارزات آزاديخواهانه ملت مسلمان ايران حضور داشته‌اند. آن هم در شرايطي که کشور را به نقض حقوق بشر و تبغيض عليه زنان متهم مي‌کنند به يک اعتراض مسالمت‌جويانه آنان، بايد اين‌گونه پاسخ داده شود! تصميم‌گيرندگان بدانند برابري حقوقي، اجتماعي و فرهنگي و سياسي مطالبه انساني زنان ايراني است که بر اين باورند اين نظام ظرفيت به اجرا درآوردن مباني عدالت جنسيتي را در همه عرصه‌ها دارد و به همين منظور براي تحقق آن در مجموعه قواعد موجود تلاش مي‌کنند. اگر با اين خواسته کاملاً‌ انساني و در قالب يک حرکت اعتراضي مسالمت‌جويانه برخوردهاي امنيتي و محدود سازي صورت گيرد، در آينده‌اي نه چندان دور اين مسأله مي‌تواند تبديل به بحران‌هاي اجتماعي غيرقابل کنترل شود، که نمونه‌هاي آن را در اجتماع و به وفور و در گسترش آسيب‌ها و مشکلات اجتماعي مي‌توان مشاهده نمود.
جبهه مشارکت ايران اسلامي، ضمن گراميداشت روز جهاني زن، تأسف شديد خود را از اين وقايع و عدم درک واقع‌بينانه متوليان از مطالبات و خواسته‌هاي زنان ايران اعلام مي‌دارد و خواستار آزادي فعالان دستگير شده و اتخاذ تدابير مقتضي، توأم با درک عميق از مطالبات زنان ايران است. اين جبهه توجه همه دلسوزان نظام را به شرايط کنوني کشور نيز جلب مي‌کند و ضمن اعلام پشتيباني از حقوق برابر زنان ايران، خواستار ايجاد زمينه‌هاي لازم براي طرح و احقاق مطالبات معوق آنان مي‌باشد.
جبهه مشارکت ايران اسلامي

بیانیه "کانون هستیا اندیش" در حمایت از بازداشت شدگان تجمع مسالمت آمیز مقابل دادگاه انقلاب

منبع خبر: زنستان

در آستانه 8 مارس روز جهاني زن، جمعي از فعالان جنبش زنان، بار ديگر مورد خشونت واقع شدند.
اين افراد در اعتراض به روند غير قانوني بازداشت، بازجويي و دادگاه فعالان جنبش زنان در يك سال گذشته، مقابل دادگاه انقلاب گرد هم آمدند تا با تجمع مسالمت آميز خود از پنج تن از فعالان جنبش زنان ( نوشين احمدي خراساني، پروين اردلان، سوسن طهماسبي، فريبا داوودي مهاجر، شهلا انتصاري ) حمايت كنند.
ساعتي پس از آغاز، با وجود فضاي آرام حاكم بر تجمع، نيروي انتظامي اقدام به فحاشي، ضرب و شتم، دستگيري و بازداشت سي و سه تن از فعالان جنبش زنان ايران كرد.
اسامي بازداشت شدگان به شرح زير است:
جلوه جواهري – سارا لقماني – زارا امجديان- نوشین احمدی خراسانی- پروین اردلان- ناهید کشاورز- محبوبه حسین زاده- محبوبه عباسقلی زاده- نیلوفر گلکار- پرستو دوکوهکی- مریم میرزا- مریم حسین خواه- ناهید جعفری- مینو مرتاضی- فاطمه گوارایی- شهلا انتصاری- سوسن طهماسبی- آزاده فرقانی- ژیلا بنی یعقوب- ناهید انتصاری- آسیه امینی- شادی صدر- ساقی لقایی- ساغر لقایی- الناز انصاری- سارا ایمانیان- زینب پیغمبرزاده – طلعت تقي نيا- نسرین افضلی- مهناز محمدی- سمیه فرید- فریده انتصاری- رضوان مقدم.
هم اكنون طبق آخرين اخبار رسيده بازداشت شدگان در بند 209 زندان اوين به سر ميبرند.
برگزاري تجمعهاي مسالمت آميز بر اساس ماده 20 منشور حقوق بشر و اصل 27 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، از جمله حقوق بديهي شهروندان است و چنين برخوردهايي نقض صريح حقوق اوليه جوامع انساني است.
اين در حالي است كه اتهامات و پرونده سازيهاي اخير جريانات بنيادگرا در جهت زير سئوال بردن استقلال و وابسته نشان دادن جنبش زنان به جريانات خارج از كشور است.
كانون هستيا انديش ضمن محكوم كردن دستگيري و بازداشت سي و سه تن از فعالان زن، خواستار آزادي بيقيد و شرط تمامي دستگيرشدگان تجمع اخير و توقف برخوردهاي غير انساني است.
ما، ضمن اعلام همبستگي خود با فعالان جنبش زنان، همچنان پيگير وضعيت بازداشت شدگان خواهيم بود.
کانون هستیا اندیش

جنبش زنان از بند 209 عبور خواهد کرد: پرتره ای از پروین اردلان به قلم مهرانگیز کار

منبع: وب سایت مهرانگیز کار
دوشنبه ۱۴ اسفند ۸۵
چه کسانی به حمله و ضرب و شتم زنان معترض فرمان می دهند؟ چه کسانی اهانت بر زنان معترض را مشروعیت می بخشند؟ چه کسانی می خواهند آنها را از پیچ توبه زندان اوین به دره بی تفاوتی و بی خیالی پرتاب کنند؟ چه کسانی این زنان را با باتوم های خود می آزارند؟ چه کسانی فرمان به ظلم و بیداد می دهند و چه کسانی فرمان می برند؟ آیا درست است که آنها عموما مسلمانند؟ یعنی این را باور کنیم که آمر و مجری هر دو مسلمانند؟
در ایران چه خبر است؟ آن غیرت و مردانگی که گاهی در فرهنگ ایرانی بار خاطر زنان می شد، اما در هر حال پناهگاه ارزش های اخلاقی و حفظ کرامت و امنیت زنان هم بود کجا رفته است؟ زن را چه کسانی حقیر و ذلیل می خواهند و چرا؟
بیشتر زنان دستگیر شده را از آن زمان که نوجوانی را پشت سر گذاشتند می شناسم. در شوریدگی نوجوانی سری به دفتر وکالتم زده اند. سوالی داشته اند. درددلی کرده اند. اشکی ریخته اند. اندکی کنجکاوانه دور و برم را کاویده اند. شاخه گلی برایم آورده اند و رفته اند. پروین یکی از آنها بود که آمد اما هرگز نرفت. پروین با کوله پشتی مدرسه راه ماهنامه آدینه را پیدا کرده بود. روزی که وارد دفتر وکالتم شد تا از من مقاله بگیرد خنده ام گرفت. از بس لاغر و کوچک و سبک بود. پیشتر وقتی صدایش را از گوشی تلفن می شنیدم خیال می کردم برای خودش خانمی است. او را خانوم اردلان می نامیدم. حالا که اورا می دیدم پیش رویم مثل یک پر کاه سبک و بی خون بود. درون سیاهی چشم هایش که انگار یک خروار سرمه را یک جا خورده بود چیزی موج می زد. نمی دانستم زود و آسان صید یک دام امنیتی می شود. نمی دانستم این دخترک پرشور به زودی سوژه و سناریو برای امنیتی ها می شود و در ماجرایی بزرگ فرومی افتد که آسان نمی تواند از آن رهایی یابد.
پروین اما توانست. در آن ماجرا سقوط کرد و به دشواری بالا آمد. پس از دوسالی فقر و عسرت و فرار و آوارگی و حرمان و پس از رسیدن به پوچی و دروغ و توطئه دگر بار دست بر زانو گرفت و به روی پای خودش ایستاد. بعد از آنهمه ماجراها که در سال 1375 اتفاق افتاد، به نظرم تازه سی ساله شده بود. همینکه قد راست کرد دیگر نتوانست جاده های هموار را برای راهپیمایی انتخاب کند. اصلا جاده های هموار را دوست نداشت. من یکی این را زود فهمیدم و اندکی برایش ترسیدم. می رفت جاده های پرچاله چوله پیدا می کرد و از پرش با مانع غرق در لذت می شد. پروین را به تدریج بیشتر شناختم. گاهی با او به شدت درگیر می شدم. به خودم اجازه می دادم تا مثل دخترم دعوایش کنم. پروین غذا نمی خورد. اصلا نمی فهمید غذا خوردن یکی از مهمترین لذت های زندگی است. پوستی روی استخوان بود. او را به شوخی اسکلت می نامیدیم. اسکلت درون خود توانایی ها داشت. توانایی ها به چشم نمی آمد. باید توی چاله چوله ها می افتاد تا توانایی هایش را باور کنیم. پروین در دورانی یار و یاورم شد. در آن دوران تنها بود. من هم احساس تنهایی می کردم. موقعی که به دادگاه انقلاب به اتهام شرکت در کنفرانس برلین احضار شدم، هر دو با هم خندان و بیخیال راه اقتادیم تا یک روپوش اسلامی متناسب با فضای تابستانی زندان اوین خریداری کنیم. پروین زندان دیده بود. و من را یاری کرد تا خودم را برای دوران تازه ای از زندگی آماده سازم. آن روزها دخترم شده بود و نمی گذاشت تنها توی کوچه و خیابان راه بروم. می ترسید به جای آنکه بازداشت بشوم ربوده بشوم. پروین بسیار تجربه ها پشت سر داشت. از ماجراهایی که به جای بازداشت با ربودن سوژه آغاز می شود نیک با خبر بود. می ترسید به جای آنکه دستگیرم کنند من را بربایند. تنهایم نمی گذاشت.
در آن روزها احساس می کردم ناگهان صاحب دختری شده ام که از مادر با تجربه تر است. احساس می کردم ناگفته هایش بسیار است و دوست ندارد از آن دم بزند. هرگز برایم نگفت در سال 1375 و 1376 بر او چه گذشته است. در پاسخ فقط می خندید و پوست زرد و بی خونش از آنچه بود زردتر می شد. او کلامی بر زبان جاری نمی ساخت و از آن ماجراهای بزرگ پرده بر نمی کشید.
سال هاست از دور به او نگاه می کنم. که همچنان از جاده های هموار بیزاری می کند. خودش را توی جاده های پرچاله چوله و پر دست انداز می اندازد و پیاپی بالا و پایین می رود.
سال هاست از دور به او نگاه می کنم. که به جای لذت بردن از خوردن و خوابیدن شاسی های کامپیوتر را کشف کرده و به آن عشق می ورزد. پروین از وقتی انگشتانش با کامپیوتر آشنا شد پروین دیگری شد. از دور دیده ام که وقتی با کامپیوتر ور می رود از چشم هایش برق می جهد. پروین با یک کامپیوتر وارد عرصه ای شد که در عرف جهانی به آن می گوید "حوزه حق طلبی زنان" یا به قول خودش "زنان زنده". اما در نظام امنیتی ایران به آن می گویند "اقدام علیه امنیت ملی". او باز هم پر دست انداز ترین جاده را برای راهپیمایی انتخاب کرد. پرش با مانع در این جاده برایش لذت بخش است. پروین با آن حال می کند. دیگر بار که اورا از دور دیدم سال 1381 بود که بارها به اداره اماکن اداره تخت طاووس احضار شد، مورد توهین قرار گرفت و بسیار رنج برد. در آن روزگار هنوز به صورت جدی فعال حقوق زن نشده بود. اما کار را آغاز کرده بود. از ما بهتران فهمیده بودند اسکلت اهل خواب راحت نیست. غذاهای چرب به مزاجش نمی سازد و جاده های پر پیچ و خم را همچنان دوست دارد. آنها از اینجور آدم ها خوششان نمی آید. پروین را دوباره شکستند. من از راه دور صدای شکستن استخوان هایش را که زیر سنگینی بار تحقیر خرد می شد شنیدم. از آن پس پروین صدایش عوض شد. اعتماد به نفس از صدای پروین رخت بربست. گاهی صدایش را نمی شناختم و می گفتم جنابعالی؟ مثل این بود که در خرد کردن شخصیت او "اماکنی ها" توفیق یافته بودند. دوستان و آشنایان با اصرار او را به آلمان کشاندند. پروین اما صدایش شکسته بود. خودش هم شکسته بود.
پیاپی با او تلفنی حرف می زدم. التماس می کردم خودش را به من برساند. می گفتم بیمارم و به او احتیاج دارم. می گفتم از ماجرایی بزرگ که در آن فرو افتاده ام و از دور دارم توی لجنزار آن دست و پا می زنم در عذابم. از او می خواستم بیاید و کمکم کند. پروین پاسخ روشنی نمی داد. گولم می زد. و سرانجام گفت می خواهم درسم را در ایران ادامه بدهم در رشته مطالعات زنان. بعد از پایان ترم بر می گردم و پیش شما می آیم. رهایش کردم. پس از چندماه به ایران باز گشت. به تدریج صدایش ترمیم شد. "شخصیت" خود را ترمیم کرده بود. فهمیدم جاده های پر خطر تازه ای یافته است و گذشته را به دست فراموشی سپرده است.
اینک دو سالی است که دوباره او را از راه دور در جاده های ناهموار بی قراری می بینم که بالا و پایین می پرد. گاهی ذوق می کند و گاهی گریه می کند. پرش با مانع را همچنان دوست دارد. بیماری ام اس براو هجوم آورده. به روی خودش نمی آورد. بینایی اش محدود شده. به روی خودش نمی آورد. به او گفته اند کامپیوتر را کنار بگذارد. به روی خودش نمی آورد. اما به زور مجبورش می کنند غذا بخورد تا بتواند داروهای ام اس را تحمل کند. با این وصف پروین همان پروین است.
در خبرها امروز شنیدم. دستگیر شد همراه با سی و شش نفر دیگر از یاران به بند 209 زندان اوین اعزام شد. مبارکش باد. مگر برای پیروزی جنیش زنان راهی باقی گذاشته اند به جز عبور از سربالایی بند 209 زندان اوین؟ دو سه روزی است رئیس زندان اوین را عوض کرده اند. اما بند 209 که زیر نظارت سازمان زندان ها نیست. دست دیگران است که ما آنها را نمی شناسیم ولی آنها تک تک ما را خوب می شناسند حتی در این سوی جهان. دانسته های آنها از همه بسیار است. ولی اینجا دوست دارم به آنها بگویم پروین بیمار است. مطمئن نیستم به یک چنین موضوع بی ارزشی اهمیت بدهند. اما دوست دارم به آنها یادآوری کنم پروین به دارو و آرامش نیازمند است. مادرش به شدت بیمار است. اما مطمئن نیستم این حرف ها در رفتار مسئولین بند 209 تغییری بدهد.
بی تردید دارند پروین را برای چندمین بار می شکنند. من یکی می دانم که "شخصیت" دوباره خود را ترمیم می کند. برخی از انسان ها برای خوش گذرانی، دزدی، آزردن دیگران، و پرخوری به دنیا نیامده اند. آنچه مسلم است، این طایفه از انسان ها را نمی شود مادم العمر در بند 209 نگهداری کرد. زنان از این بند عبور خواهند کرد و جنبش زنان را به جنبش های جهانی پیوند خواهند زد. بند 209 نمی تواند این رویداد تاریخی را متوقف کند.

بیانیه شماره دو خانواده های بازداشت شدگان تجمع مسالمت آمیز مقابل دادگاه انقلاب

نويسنده: گروه خبر زنستان
با گذشت بیست و چهار ساعت از دستگیری سی و سه نفر از روزنامه نگاران و فعالان جنبش زنان، ما، به عنوان خانواده های آنهاهمچنان درنگرانی و بی خبری از وضعیت عزیزانمان به سر میبریم.
این در حالی است که متاسفانه از ساعات اولیه بازداشت هیچ فرد پاسخگویی در مقام ابهام زدایی از وضعیت رسیدگی به امور بازداشت شدگان نیست و خانواده های آنها نیز علی رغم قول مساعد برخی مقامات قضایی و انتظامی از صبح امروز با مراجعه به زندان اوین اطلاعی از وضعیت آنها نیافتند.
بر این اساس ما امضا کنندگان ذیل به عنوان اعضای خانواده افراد بازداشت شده خواستار اطلاع فوری از وضعیت عزیزانمان هستیم و امیدواریم هرچه سریعتر شاهد آزادی آنها باشیم:
- ثریا یعقوبی (مادر پروین اردلان)- نسرین و شیرین اردلان (خواهران پروین اردلان)-مریم اردلان (عمه پروین اردلان)- جواد منتظری ( همسر آسیه امینی)- پریسا سرمدی(خواهر پرستو سرمدی)- بهمن احمدی امویی (همسر ژیلا بنی یعقوب)- عبدالحسین انتصاری (پدر شهلا و فریده و ناهید انتصاری)- نادر حاج محسن (همسر ناهید کشاورز)- حمید سرداری (همسر ناهید جعفری)- هاشم ایمانیان (پدر سارا ایمانیان)- مریم و محیا امی (دختران محبوبه عباسقلی زاده)- حسین نیلچیان (همسر شادی صدر)- احمد صدر(پدر شادی صدر)- بهجت حاجی حسین (مادر شادی صدر)- حجت منتظری (همسر سمیه فرید)- جوانه جواهری (خواهر جلوه جواهری)- گوهر بیات (مادر جلوه جواهری)-مهدی جواهری (پسرعموی جلوه جواهری)- هاجر حسین خواه (خواهر مریم حسین خواه)- معصومه لقمانی (خواهر سارا لقمانی)- حمید امینی (همسر سارا لقمانی)- شهین امجدیان (خواهر زارا امجدیان)- زهره امیریان (مادر آزاده فرقانی)- محمد گلکار (پدر نیلوفر گلکار)

خانواده های بازداشت شده گان و تعدادی از فعالان جنبش زنان جلوی زندان اوین رفته اند

نويسنده: گروه خبر زنستان
آخرین اخبار رسیده حاکی از آن است که خانواده بازداشت شدگان تجمع مسالمت آمیز دیروز صبح، به همراه جمعی از فعالان جنبش زنان از ساعت نه صبح امروز جلو درب ورودی زندان اوین رفته اند و لیست اسامی بازداشت شدگان را به مسئولان زندان تحویل داده اند.
یکی از فعالان جنبش زنان به زنستان گفت که هنوز هیچ جوابی از سوی مسئولان زندان داده نشده است و آنها کماکان منتظر پاسخی از سوی مسئولان هستند.
خبرهای تکمیلی ارسال خواهد شد.